وبلاگ بی پروا
آقای گنجی نابودی اسرائیل را می خواهد؟ PDF Stampa E-mail
Lunedì 12 Dicembre 2011 20:03

آقای گنجی که هفته ای چندین نوشته و  گفتار ویدئویی  روانه بازار رسانه ای می کند، زیرا برخلاف دیگر ایرانیان نه مشکل کاری و پولی و نه حرفه ای  دارد، در آخرین نوشته اش (البته در زمان نگارش این نظر)  که در سایت بی بی سی با عنوان  «مخالفت با جنگ چه معنائی دارد»  به نوعی خواهان نابودی اسرائیل شده است. آلبته امید این است که ایشان نامفهوم نوشته باشند و نظرشان چیز دیگری باشد. در هر حال ایشان نوک تیز حمله خود را هفته ها است که به سوی آسرائیل نشانه رفته اند و  سرکوب در جمهوری اسلامی را مساله ای کناری و حاشیه ای می دانند

.
آقای گنجی می نویسد: «بازی کردن نقش دولتی که کودکانه و دن کیشوت وار می خواهد اسرائیل را نابود سازد» . آقای گنجی اگر جمهوری اسلامی بالغ عمل کند و بجای اینکه دون کیشوتی به مصاف اسرائیل برود، چون ریچارد شیردل عمل کند، آنگاه نابودی اسرائیل امری درست و در جهت منافع ایران است؟   مشکل نوع عملکرد جمهوری اسلامی است، یا نابودی اسرائیل؟


در جای دیگری اکبر گنجی می نویسد : «از همه مهمتر این مدعا که ایران تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی است، صدور مجوز بمباران ایران است». به زبان دیگر محکوم کردن دخالت های ایران در عراق و در لبنان، حمایت های نظامی اش از رژیم هائی چون سوریه، ارسال اسلحه برای حماس و حزب الله لبنان را نباید افشا و محکوم کرد، و هرکس مخالفتش را با این سیاست ها ابراز کند هوادار جنگ و حمله نظامی به ایران است.


در خاتمه آقای گنجی مدعی می شود که «مخالفان فعال ضدجنگ هیچ گاه با رژیم جمهوری اسلامی در یک جبهه قرار نخواهند گرفت». شاید در رابطه با مسائل داخلی ایران بین نظرات آقای گنجی و سرداران سپاه اختلاف وجود داشته باشد، ولی در سیاست خارجی هم نظری کامل است.

 
اسرائیلی ها خواهان خلع سلاح اتمی ایران و اسرائیل PDF Stampa E-mail
Sabato 03 Dicembre 2011 02:28

بعضی وقت ها چند عدد گویا تر از هزار تحلیل است.

انستیتو تحقیقات خاورمیانه در واشنگتن، موسوم به  مرکز سابان، نتایج یک نظرسنجی که در اسرائیل انجام گرفته است را منتشر ساخته است. چند نکته این نظر سنجی بسیار جالب و قابل توجه است.

* بیش از  نیمی از  شهروندان اسرائیل، چه یهودی و چه عرب، مخالف اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران هستند

*۶۵ در صد یهودیان اسرائیل معتقدند ایران و اسرائیل باید همزمان  خلع سلاح هسته ای بشوند

*۴۷ درصد از شهروندان عرب اسرائیل معتقدند برنامه اتمی ایران اهداف نظامی دارد  و تنها ۳۷ درصد آن را غیر نظانی  می دانند

*۴۸ درصد از  شهروندان عرب اسرائیل برنامه  هسته ای جمهوری اسلامی را نگران کننده می دانند و ۳۲ درصد معتقدند باید متوقف گردد

 
چراغ سبز سرکوب PDF Stampa E-mail
Mercoledì 16 Novembre 2011 06:08

 

اگر تا دیروز گناه ایوزیسیون ایران پراکندگی، نداشتن استراتژی و یا فردگرائی و رهبر جوئی بود، امروز با پدیده جدیدی  مواجه هستیم که  تحت لوای اخلاق گرائی عمل می کند. این  طیف  آنقدر به اخلاق اعتقاد دارد که حاضر است  مردم را فدای  نزاکت اخلاقی اش بکند .  برخی از اخلاق گرایان ما می نویسند آمریکا برای توجیه حمله به ایران طرح لیبیائی کردن کشور را  در دست تهیه دارد. گذشته از نادرستی  تحلیلی که به این چنین طرحی برای ایران از سوی آمریکا اعتقاد  دارد  ( تحلیلی که ناشی از عدم شناخت بافت اجتماعی لیبی و تفاوت های آن با ایران است،)  مطرح ساختن این نظریه عملا چراغ سبزی برای سرکوب خیزش های احتمالی در ایران است.  وقتی ادعا می شود اگر خیزشی در نقطه ای از ایران که بدلایلی بیش از دیگر مناطق تحت ستم قرار دارد  براه افتد ، بخشی از طرح لیبیائي کردن است و آمریکا پشت آن قرار دارد، آیا می توان  انتظار دیگری چون سرکوب وحشیانه این حرکت از سوی نظام را داشت؟   اگر فردا مردم کردستان یا آذربایجان دست به اعتراض زدند  و به مقابله با نیروهای  سرکوب  پرداختند، یعنی دست نشانده آمریکا، موافق  طرح لیبیائی شدن و در نهایت پیشقراولان جنگ هستند؟   آیا کسانی که این چنین تئوری هائی را مطرح می سازند واقف هستند که از هم اکنون سرکوب خیزش های مردمی  از سوی رژیم را توجیه کرده اند؟   اگر امرز  تهیه برچسب های جاسوسی و وابستگی به «آمریکای خونخوار» و «انگلیس استعمارگر» بعهده کیهان و رجانیوز است،  در آینده نظام براحتی این برچسب ها را نیز چون دیگر کالاها از خارج وارد خواهد کرد. برچسب هائی از جنس مرغوب تر و با بهائی ارزانتر.

 
آقای کیارستمی شما چرا؟ PDF Stampa E-mail
Giovedì 10 Novembre 2011 17:28

آقای کیارستمی شما چرا؟

 

عباس کیارستمی چه از فیلم هایش خوشمان بیاید و چه سینمای او را خسته کننده بدانیم،  یکی از سرشناس ترین سینماگران ایرانی در جهان است. عباس کیارستمی همیشه گفته، و تکرار می کند، کاری با سیاست ندارد. اگرچه بی طرفی در کشوری که حتی فکر کردن هم جرم بحساب می آید معقول و قابل پذیرش نیست، ولی نمی توان برای ایشان این حق را قائل نشد که در مقابل سرکوب سکوت کند. ایشان بتازگی گویا تغییر نظر داده است و قصد دارد  در آینده در مورد مسائل سیاسی ایران ابراز نظر کند. آنچه بیش از شکستن این سکوت (سکوتی که شامل کل زندگی هنری ایشان چه در زمانی که با حمایت فرح پهلوی فیلم می ساختند و چه در سالهای بعد از انقلاب که باز هم بدون مشکل فیلم  و با حمایت فارابی به جشنواره ها می رفتند)  تعجب بسیاری را بر انگیخت، موضعگیری ایشان بود.

آقای کیارستمی اخیرا با رادیوئی در آلمان مصاحبه کردند. مصاحبه ای که بسیاری  به اشتباه تصور می کتتد با مجله «نیویورکر» انجام گرفته است، در حالیکه این رسانه آمریکائی سخنان تعجب برانگیز آقای کیارستمی را بنقل از رادیوی آلمانی منتشر ساخته است.

http://www.dradio.de/dkultur/sendungen/thema/1578086/

در این گفتگو آقای کیارستمی بجای اعتراض به مقامات جمهوری اسلامی ایران و ابراز همدردی با آن گروه از سینماگرانی که با زندان بهاي سنگینی را برای آزاده بودن می پردازند، بر سر جعفر پناهی که اخیرا حکم ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت کاری اش تائید شده است فریاد می کشد و می گوید از دست این دستیار سابقش، که امروز شهرتی جهانی یافته است، بشدت عصبانی است. کیارستمی در این مصاحبه می گوید : «چیزی که مرا عصبانی می کند، واکنش غرب و واکنش پناهی به این موضوع است. مثل این که کسی نمی خواهد اعلام کند پناهی خیلی وقت است از زندان آزاد شده. آزاد است و حتی فیلمی ساخته که در جشنواره کن به نمایش درآمد. او در حال حاضر در حال مذاکره برای ساخت فیلمهای بعدیاش است.”

جعفر پناهی هنوز آزاد است ولی هر زمانی که حکومت بخواهد باید برای گذراندن محکومیت ۶ ساله اش به زندان برود. آیا چون اجرای حکم پناهی و محمد رسول اف به تعویق افتاده است باید عصبانی بود؟ آیا باید افکار عمومی جهانی سینماگران در غرب و شرق  دنیا به صدور این چنین حکم غیر عادلانه و غیر انسانی واکنش نشان داده اند را سرزنش کرد؟ ایا باید  از دست کسانی را که در سراسر جهان به دستگیری ۶ مستند ساز، در زندان بودن رامین پرچمی، ۹۰ ضربه شلاق مرضیه وفامهر اعتراض کردند عصبانی بود؟

با وجود اینکه شخصا فکر نمی کنم  عباس کیارستمی موافق سیاست های رژیم باشد،  ولی در این دوران بسیار حساس که  نقض حقوق بشر در ایران در دستور کار سیاست جهانی قرار دارد، سخنان ایشان را باید حداقل شائبه برانگیز دانست.  کیارستمی آنچنان شهرتی در جهان کسب کرده است که دیگر احتیاج به حمایت دولتی ندارد. اگرچه هنوز رسما ساکن جمهوری اسلامی است، ولی فیلم آخرش را در ایتالیا ساخت و فیلم بعدی هم در ژاپن کلید خواهد خورد. چرا عباس کیارستمی باید دوستان و همکارانش در ایران و افکار عمومی و سینماگران در دنیا را بخاطر اعتراض به نقض حقوق بشر و سلب آزادی بیان هنرمندان سرزنش کند و از دست آنها عصبانی شود؟

«عصبانیتی» که فرصتی طلائی برای رژیم بوجود آورد. جمال شورجه، که در وابستگی او به نظام  شکی نیست، در اشاره به سخنان کیارستمی می گوید: « باید از این کارگردان به دلیل این موضعگیری آگاهانه تقدیر و تشکر کرد. من موضعگیری ایشان را ستایش میکنم و سر تعظیم به ایشان فرود میآورم که آنقدر شجاعانه صحبت کردندشورجه در ادامه صحبت هایش می افزاید « کیارستمی موضعگیری خوبی داشته و پردهبرداری کرده است. در رسانههای بیگانه مدام وانمود میکنند که افرادی همچون جعفر پناهی در زندان هستند و در ایران فضای خفقان حاکم است، در حالی که همانطور که کیارستمی گفته است اطلاعرسانی شفاف انجام نمیشود

آقای کیارستمی بندرت با رسانه های ایرانی گفتگو می کند، ولی این بار شاید لازم باشد در مورد سخنانش توضیح دهد. خوشحالی و شعفی که سخنان کیارستمی در زمامداران ایران بر انگیختند، خود دلیل کافی و محکمی است برای اینکه این کارگردان سرشناس توضیح دهد چرا سکوت چندین و چند ساله اش را شکست.

 

 

 
چرا انجمن بین المللی روزنامه نگاران ایرانی PDF Stampa E-mail
Domenica 14 Agosto 2011 23:11

 

در این روزها بسیاری در رابطه با اعلام موجودیت انجمن بین المللی روزنامه نگاران ایرانی ابرازنظر کردند، نوشتند و گفتند، و حتا تهمت زدند و فحاشی کردند.  انتظار این چنین واکنشی را داشتیم زیرا عادت ما ایرانی ها است که در ابتدای هر کاری بجای همکاری جهت رفع اشکالات به انتقاد بپردازیم . شرط لازم شرکت در روند تشکیل یک نهاد  پذیرفتن مسئولیت  است در حالیکه انتقاد  ساده و ارزان است.  ضرب المثلی  چینی می گوید کسانی پاک می مانند که کاری انجام نمی دهند.  کسانی که پس از ماهها گفتگو و مشاوره تصمیم به پیمودن اولین گام ها برای تاسیس این انجمن گرفتند از بی کاری ابا دارند  ولی از اشتباه کردن هراس ندارند. اگر این انجمن کم و کاستی دارد، که حتما دارد، بهترین ، منطقی ترین و  عاقلانه ترین راه برای  برای رفع این کم و کاستی ها، عضویت در آن و تلاش برای رفع آنها است. انتقاد از خارج و تهمت زدن به کسانی که در درون این انجمن هستند هیج کمی و کاستی را جبران نمی کند و تنها  فرصتی را که بوجو.د آمده است می سوزاند.

از میان پرسش های مطرح شده  یکی توجه من را جلب کرد. آقای بیژن صف سری در مقاله ای که در گویا انتشار یافته است می پرسد چرا بنیانگزارن این انجمن تلاش های خود را صرف احیا انجمن صنفی که در داخل کشور فعالیت داشت و فعالیت هایش متوقف شده است  نکرده است.  پاسخ به این پرسش بسیار ساده است: ما نه می خواستیم، نه می توانستیم و  نه هرگز به این فکر بودیم که انجمن صنفی را احیا کرده و یا نهادی در مقابل آن بوجود بیاوریم. انجمن صنفی در جمهوری اسلامی ایران و در چارچوب قوانین این کشور ایجاد شده است و نمی تواند به هیچ وجهی پاسخگوی احتیاجات جامعه روزنامه نگاران ایرانی در برون مرز باشد.  گذشته از این ما در انجمن صنفی فعال در ایران اشکالاتی می دیدیم منجمله وابستگی آن به یک جریان سیاسی مشخص ، در حالیکه یکی از نکاتی که همگی در جلساتی که برگزار کردیم بر سر آن توافق داشتیم عدم وابستگی این انجمن به هر نظریه، جریان، عقیده و  سازمان سیاسی بود.  یکی از بی جا ترین انتقادات برخی به ما همین عدم وابستگی به یک جریان سیاسی خاص است.

در جریان گفتگوهائی که در هیات موسس انجام گرفت در مورد یک مساله از همان ابتدا توافق نظر وجود داشت: انجمن باید خانه کلیه روزنامه نگاران ایرانی گذشته از نظرات و اعتقادات سیاسی آنها باشد. هر فعال رسانه ای باید این انجمن را خانه خود بداند و تنها معیار ما برای پذیرش اعضا  فعالیت حرفه ای در رسانه ای به ثبت رسیده است.  در اساسنامه ما که از اساسنامه برخی ار انجمن ها و اتحادیه های خبرنگاری کشورهای دمکراتیک الهام گرفته است ، تنها بر اصول خبرنگاری تاکید شده و اصل ازادی بیان بدون قید و شرط و بدون ملاحظات  سیاسی و مذهبی  تنها چراغ راهنمای ما است. این انجمن دفاع از این و یا آن حزب و شخصیت سیاسی را از جمله اهداف خود نمی داند و  بنابراین هواداری از یک نظریه و یا شخصیت نمی تواند معیاری برای عضویت باشد.  ما انجمن روزنامه نگاران سبز، سرخ و آبی نیستیم. ما انجمن تنها آن  روزنامه نگارانی که برای رسانه های فارسی زبان کار می کنند نیز نیستیم. ما انجمن بین المللی  کلیه روزنامه نگاران ایرانی و ایرانی تباری هستیم که در  این کره خاکی فعالیت دارند.

 

نوشته فوق نظر شخصی نگارنده است و  می تواند نظر دیگر اعضای هیات موسس نباشد

 
<< Inizio < Prec. 1 2 3 4 5 Succ. > Fine >>

Pagina 2 di 5