وبلاگ بی پروا
اخلاق، بی اخلاقی و بد اخلاقی PDF Stampa E-mail
Mercoledì 23 Marzo 2011 11:40

 

در سایت جدید و در اولین روز سال جدید قصد داشتم فهرستی از آرزوهایم برای ۱۳۹۰ را منتشر کنم. آرزوی آزادی نسرین ستوده، هنگامه شهیدی و دیگر زندانیان عقیدتی، آرزوی لغو محکومیت جعفر پناهی و محمد رسول اف، آرزوی بازگشت به وطن آنانی که مجبور به ترک خانه پدری شدند، آرزوی پایان شب سیاه و آغاز بهاری رنگین، و صدها آرزوی دیگر. ولی حتی آرزوی تهیه فهرستی از آرزوهایم نیز بر باد رفت. چندی از همکارانم که برخی از آنها را از جمله دوستان خود می دانم این آرزویم را با رفتارشان بر باد دادند.

دوستی به نقل از منبعی که از آن نام نمی برد، سایتی را که دوست دیگری براه انداخته است به دریافت کمک های مالی از نهاد های امنیتی جمهوری اسلامی ایران متهم می سازد. فرد دیگری، در حمایت از این سایت و گردانندگان آن، دوست اول را فردی وابسته به نهاد های امنیتی می خواند. هیچکدام نه مدرکی منتشر می سازند و نه شاهدی معرفی می کنند. صد رحمت به خاله زنک های قدیم که حداقل از منشا شایعه نام می بردند و درگوشی افترا می بستند و از فضای مجازی برای  پخش شایعات استفاده نمی کردند.

خبرنگاران و روزنامه نگاران زمانی که لباس کارآگاه بتن می کنند و عینک تیره به چشم می زنند و ادای مامورین امنیتی را در میاورند بدترین خیانت را به این حرفه می کنند.  برنده این بازی افترا زنی و شایعه پراکنی خوانندگان، بینندگان و شنوندگان رسانه ها نیستند. این بازی تنها یک برنده دارد و انهم مخالفان آزادی بیان است. آزادی بیان، آزادی افترا و تهمت نیست. در کشورهائی که قانون حکومت می کند و آزادی بیان همه تضمین است، با کوچک ترین افترا و شایعه بی اساس به شدیدترین وجهی  برخورد می شود.

اگر به بازیگران این تئاتر کمدی - تراژدی نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که تنها دلیل وارد شدن آنها به این بازی خطرناک، داشتن دیدی متفاوت از مسائل سیاسی است. متاسفانه این اولین بار نیست، و آخرین بار هم نخواهد بود که مجادله سیاسی به بازی امنیتی تبدیل می شود و  در مبارزه با مخالفان سیاسی به جای حربه منطق و استدلال از اسلحه افترا و اتهام  استفاده می شود. گویا انتقاد از موسوی و برخی دیگر از عناصر سیاسی حاضر در صحنه، دلیلی کافی برای  وارد ساختن اتهامات  سنگینی چون همکاری با نهاد های امنیتی است. از سوی دیگر طرفداری از موسوی و مخالفت با براندازی نیز  بدلیلی برای همکاری با نهاد های امنیتی تبدیل شده است. تنها در یکسال گذشته شاهد تکرا این چنین برخوردی از سوی دست اندر کاران رسانه ای حداقل در سه مورد بودم.  اگر رژیم مخالفان را مزدور و مامور قدرت های خارجی می خواند، مخالفین و منتقدین نظام هم در حرکتی مشابه مخالفان خود را وابسته به رژیم می نامند. بازی همان بازی است و بی اخلاقی همان بی اخلاقی با یک تفاوت: انکه قدرت در دست دارد مخالفینش را به زندان می اندازد و برچوبه دار می فرستد، در حالیکه کسانی که در قدرت قرار ندارند سر مخالفین خود را با زبان و قلم جدا می سازند.

سال ۱۳۸۹ به پایان رسید. خاورمیانه بزرگ  بپا خواسته و در جستجوی حرمت و آزادی از دست رفته است. آیا برای ما هم زمانی فرا خواهد رسید که مسئولیت آنچه می نویسیم و می گوئیم را بپذیریم؟ آیا زمانی خواهد رسید که برای مخالفان خود حرمت و احترام قائل شویم و استدلال را جانشین افترا کنیم؟  امیدوارم ۱۳۹۰ این چنین فرصتی را برای ما بوجود بیاورد. سال شاد و پرباری را برای همه آرزو می کنم.

 
تغییر به رهبری و نه رهبر نیازمند است PDF Stampa E-mail
Mercoledì 16 Marzo 2011 17:37


باز بوی بت سازی و شخصیت پرستی میاد.  ۳۲ سال گذشت و هنوز ما نیاموختیم که تغییر به رهبری احتیاج دارد و نه رهبر.  حتا خودنویس هم بدام این بازی افتاده است. شخصن شکی در ساده زیستی میر حسین موسوی و زهرا رهنورد ندارم و با وجود اختلاف نظرهای بسیار با اقای موسوی برای ایشان  و خانم رهنورد احترام بسیاری قائلم. ولی  هرچه فکر می کنم دلیلی نمی بینم که روز تولد اقای موسوی تاریخی مناسب برای تظاهرات خیابانی باشد.  دلیلی هم نمی بینم که مردم برای دستگیری  آقایان موسوی و کروبی  و نه دیگر دستگیر شدگان به خیابان بریزند و قیام کنند، همچنانکه به خیابان نه ریختند و قیام هم نه کردند.  اگر قرار بر قیام بود و جامعه امادگی انرا داشت، بسی  دلیل و فرصت مهمتر وجود داشت و دارد.


ما ایرانی ها گویا بدنبال دمکراسی نیستیم و فقط می خواهیم از شر کسانی که در این دوره از تاریخ حکومت را غصب کرده اند خلاص شویم و بدون انکه اداره کشورمان را خودمان بعهده گیریم بار دیگر انرا به قهرمان جدیدی واگزار کنیم.  شاه را برداشتیم و کشور را دادیم دست خمینی. خاتمی را انتخاب کردیم و بعدش برگشتیم سر کار و زندگیمان. حالا بدنیال قهرمان بعدی هستیم و فعلن موندیم کروبی را انتخاب کنیم یا موسوی.
هنوز  موسوی به قدرت نرسیده تولدش را جشن میگیریم، همچنانکه چهارم ابان تولد محمدرضا پهلوی را جشن می گرفتیم و روز درگذشت خمینی هم تعطیل عمومی است.  دوستان به هر کشور دمکراتیکی که می خواهید   سفر کنید و ببینید اصلن کسی می داند  رئیس جمهور یا نخست وزیرش در چه روزی و حتا چه سالی متولد شده است؟  اکثریت مطلق کاتولیک ها از تاریخ تولد پاپ هم اگاه نیستند.  ما رهبران سیاسی کشور را حتا اگر آنها هم نخواهند با این رفتارمان به دیکتاتور و رهبر تبدیل میکنیم، در حالیکه دمکراسی به نهاد احتیاج دارد و هرگز از طریق فرد تامین نمی شود.


حکومت فردی حتا  در بهترین شرایط بر پایه روابط ارباب و رعیتی استوار است. ارباب خوب می تواند امتیازهائی بدهد و ارباب بد آنها را بگیرد، در هر صورت  مردم از حقوقی برخوردار نیستند.  تفاوت امتیاز و حقوق ، تفاوت رهبر و رهبری، تفاوت اصلی حکوکت غیر دمکراتیک با حکومت دمکراتیک است. ارکان دمکراسی  توسط افراد اداره نمی شود بلکه بلکه احزاب، سندیکاها، مطبوعات آزاد هستند که سرنوشت حکومت را رقم می زنند و افرادی که در قدرت قرار دارند نمایندگان این نهاد ها هستند و همانگونه که سرکار گزارده شدند از کار هم برکنار می شوند. 

 
<< Inizio < Prec. 1 2 3 4 5 Succ. > Fine >>

Pagina 5 di 5